نماهنگ کودکانه «داستان عید مباهله»
عید مباهله مباااااارک 🥳🥳🥳
این شعر کودکانه، داستان روز مباهله در زمان پیامبر مهربان ماست. 😍
حضرت محمد (صلوات الله علیه) نامه ای به مسیحیان نجران نوشتند و آنها را به دین اسلام دعوت کردند، گروهی از مسیحیان شهر نجران برای صحبت با پیامبر مهربان ما به مدینه آمدند. سوال پرسیدند و جواب گرفتند اما حرف حق را قبول نمی کردند، وقتی گفتوگوهایشان به نتیجه نرسید، قرار شد از خدا بخواهند که حق را روشن کند و دروغگو را رسوا کند؛ به این کار «مباهله» میگویند.
روز قرار، پیامبر(ص) با عزیزترین افراد خانوادهاش آمد: امیرالمومنین، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین (صلوات الله علیهم اجمعین). وقتی مسیحیان چهرههای پاک و نورانی آنها را دیدند، فهمیدند که پیامبر راست میگوید و از مباهله منصرف شدند.
در این روز آیه ای از قرآن نازل شد و در آن ، امیرالمومنین علی علیه السلام، نفس و جان پیامبر معرفی شد 😍
به همین خاطر، روز مباهله برای ما یک روز شاد و زیباست؛ روزی که یادآور حقانیت پیامبر و اهلبیت پاک اوست. 🌸
متن سرود کودکانه «داستان عید مباهله» 👇🏻
یه نامهای فرستاد، پیامبر خوب ما
برای اهل نجران، مسیحیای اونجا
اونا برای پرسش، از حضرت پیامبر
راهی شدن مدینه، با همدیگه همسفر
پرسیدن از پیامبر: «عیسی پسرخداست؟»
پیامبر ما فرمود: «نه، او رسول خداست
مثل حضرت آدم، بدون بابا مامان
آفریده ماها رو خداوند مهربان»
هرچی که صحبت کردن، نتیجهای نداشتن
برای فردا صبحش باهم قرار گذاشتن
دعا کنن خداوند قاضی و داور بشه
حقیقت پیدا بشه، دروغها رسوا بشه
روز قرار رسید و خورشید تو صحرا تابید
چشمای نجرانیها نوری رو از دورها دید
پیامبر خوب ما، اومد به سوی صحرا
به همراه زهرا و علی پاک و والا
با حسن و با حسین، آن دو نوه ی زیبا
صلوات خداوند بر نسل پاک شما
مسیحیا تا دیدن، چهرهی پرنورشون
ترسیدن و لرزیدن، از هیبت وجودشون
گفتن: «حالا فهمیدیم، حق و راستی با شماست
«راه شما درست و راه ماها اشتباست
روز مباهله شد، یه عید خیلی قشنگ
جشن میگیریم ما هر سال، با شادی و آب و رنگ
روزی که نشون میده، این پنجتن باصفا
عزیزترینها هستن، پیش خدای دانا
تصاویر استفاده شده در این نماهنگ 👇🏻


























دیدگاهتان را بنویسید